أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

362

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

گفت : هيچ كس از دنيا بنرود از جملهء مقرّبان تا آنگه كه او را شاخى از ريحان بهشت آرند تا ببويد و در راحت آن جان بدهد . ابو بكر ورّاق گفت : [ روح ] نجات باشد از آتش و نيران و ريحان فوز باشد بنعيم و جنان . ترمذى گفت : [ روح ] راحت گور باشد و [ ريحان ] ثواب بهشت . هشام بن عبد اللّه گفت : [ روح ] سلامت باشد و [ ريحان ] كرامت ، ديگرى گفت : [ روح ] معانقهء أبكار باشد و [ ريحان ] مرافقهء أبرار ، [ روح ] جان دادن باشد بر شهادت ؛ و [ ريحان ] نداى سعادت . [ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ ] و بهشت با نعمت باشد ايشان را و اگر چنان باشد كه از جملهء اهل دست راست باشند سلامت باشد ترا اى محمّد يعنى در حقّ ايشان ايمن باش كه ايشان را آفت نخواهد رسيد ؛ ترا براى ايشان سلامت است . فرّاء گفت : سلام و تحيّت ايشان را باشد كه ايشان سلام بر تو كنند و گفتند كه : معنى اينست كه سلام باد ترا كه از أصحاب اليمينى و اگر چنان باشد كه از جملهء دروغ‌داران و گمراهان باشد و آن اصحاب الشّمال‌اند قوت ايشان و نزل ايشان از حميم و آب گرم دوزخ باشد و سوخته كردن به آتش دوزخ و ملازم دوزخ بودن . [ إِنَّ هذا ] بدرستى كه اين كه ترا گفتيم و قصّهء آن بر تو ايراد كرديم حقّى يقين است « 1 » بىشكّ و شبهت ؛ و گفتند : اشارت به قرآن است يعنى اين قرآن حقّى يقين است بىشكّ و شبهت و غايت درستى علم است [ فَسَبِّحْ ] پس تسبيح كن بنام خداى تعالى كه او عظيم و بزرگوار است بعضى گفتند : مراد بتسبيح نماز است . عقبة الجهنى گفت : چون اين آيت آمد [ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ] * خداى تعالى گفت : اجعلوها فى ركوعكم ؛ اين را در ركوع نهيد يعنى بتسبيح ركوع بگوئيد : سبحان ربّى العظيم و بحمده ، سنّت « 2 » شد كه اين تسبيح در ركوع بگويند ؛ چون اين آيت آمد كه : سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ؛ خداى تعالى گفت : اين در سجود بگوئيد ازين روى در سجود تسبيح چنين آمد : سبحان ربّى الاعلى و بحمده ، آنگه از پس اين خداى تعالى اين سورتها فرستاد كه درو تسبيح است چون [ سَبَّحَ لِلَّهِ ] * و [ يُسَبِّحُ لِلَّهِ ] * .

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و اضافة الحقّ الى اليقين و هما شىء واحد لاختلاف اللفظ كقوله : حندس الظلم » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « واجب » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) كما فى المتن .